طرح یک سوال نیازمند مقدمه و شرایطی است. شرایطی که سوال کننده، پاسخ دهنده، نوع سوال، چگونگی طرح، زمان و موقعیت طرح و... در پاسخ مناسب به آن موثر می باشد. تا کنون به طور ناگهانی و شاید در شرایطی خاص با سوالی غافلگیر کننده مواجه شده اید؟. بدون شک با قدری تامل جوانب مختلف را برای پاسخی مناسب می سنجید. سعی بر این دارید با بهترین و مناسب ترین پاسخ، سوال کننده را قانع و خود نیز از این موضوع راضی و سربلند بیرون آیید. شاید موقعیت زمانی و مکانی، مصلحت، منافع شخصی، آرمانی اندیشیدن در مقابل واقع نگری و... در رضایت خود و قانع کردن سوال کننده دخیل باشد. در غیر این صورت سوال کننده غافلگیر و شاید جواب دهنده از پاسخی با رعایت موارد فوق، راضی و خشنود نباشد. حتی اگر عین واقعیت باشد!.
مقدمه ی فوق را برای زمینه سازی در فکر خواننده محترم جهت تامل بر طرح سوال این نوشته، پاسخ و شرایط پیرامونی آن به نگارش در آوردم. اما سوال مطروحه این است که اگر بازگشتی به سی سال قبل داشته باشیم. شرایط و اوضاع زمانه نیز به مانند سی سال قبل باشد. و اینجانب مختار به انتخاب مجدد باشم. آگاهی کامل و جامعی نیز از وضع موجودم (قطع نخاع از گردن با تمام مشکلات پیرامونی) داشته باشم. راه گذشته را انتخاب خواهم کرد؟!
قبل از حدس و گمان به هر پاسخی یا خواندن ادامه ی مطلب تاملی دیگر به مقدمه ی فوق داشته باشید. شرایط طرح سوال را در نظر بگیرید. در اوج وابستگی جسمی حال حاضر، سخت ترین مورد وابستگی جسمی مانند استحمام، سونداژ شدن و... بوسیله شخصی در حال انجام است!. آن شخص در حال انجام از صدق دل، صادقانه و بدون هیچ گونه غرضی به طرح این سوال می پردازد!. چه پاسخی باید داد؟ راز نهفته در دل من و امثال من تبدیل به چه پاسخی می شود؟ پاسخی آرمانی و از روی مصلحت؟ یا پاسخی واقع گرایانه؟
اما پاسخ من؛ همان راز دلم، از نوع دوم است. از خشنودی خود، از مصلحت اندیشی، از آرمان گرایی می گذرم. تا راز دلم را در قالب پاسخی در آورم. یقین دارم، بیان این دیدگاه علی رغم ناخشنودی، رضایت خود و قانع شدن مخاطبم را در پی دارد. در غیر این صورت شاید خشنود از پاسخ خویش باشم!. اما بعید است، خود و مخاطبم راضی و قانع شده باشیم. اما پاسخ
سوال بسیار سختی است!. و پاسخ نیز بسیار سخت تر. چرا که واقعیت این است که نمی توان رنج و سختی این همه وابستگی را در مقابل ذهن و دیدگان انجام دهنده نادیده گرفت و کلیشه ای پاسخ داد. به یقین رنگ و رخساره خبر از سر درون می دهد. پاسخی غیر از این به طرح این سوال در شرایطی غیر از این نیز، پاسخی ارمانی و کلیشه ای و نوعی مصلحت اندیشی و به طور واضح گول زدن خویش است. پس به راحتی نمی توان همان راه را برگزید. اگر چه به صراحت، انتخاب سی سال قبل در شرایط موجود آن زمان نزد من و دیگران و دوست و دشمن انتخابی صحیح و مایه ی مباهات بوده و می باشد. به گمانم تجسم افکار و اندیشه های آرمانی و ترسیم ذهنیت مدینه ی فاضله ی آن زمان و نادیده گرفتن سرانجام آن شرایط آرمانی در حال حاضر نیز، قادر به نادیده گرفتن رنج و سختی وضعیت جسمانی اینچنینی نیست. صادقانه اعتراف می کنم. اگر پاسخی غیر از این می دادم. مرتکب دروغی بزرگ شده بودم. همان طوری که در سه دهه ی قبل بر خلاف میل باطنی ام توصیه ی افراد را مبنی بر رفع تکلیف از خانواده و گوشزد به برادرم مبنی بر پرستاری خویش و عدم حضور در جبهه نپذیرفتم!. چرا که آرمانی می اندیشیدم و احساس گناه و نیاز اسلام و انقلاب مد نظرم بود!. بر راز دلم خط بطلان کشیدم و به زبان نیاوردم!. و مرتکب دروغی بزرگ شدم!. اما امروز به یقین رسیده ام. واقع گرایانه می اندیشم. و به خود دروغ نمی گویم. هر گونه پاسخی غیر از این نیز از طرف دوستان هم نوع یا راز دل آنان نیست. یا اوج ایثار و از خود گذشتگی آنان است!!.
پ ن:
-شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه ی زهرا (س) را خدمت همه ی دوستان تسلیت عرض می کنم.
-دیپلمات نظام اسلامی، استخر مختلط، تعارض فرهنگی!!، شنا، اذیت و آزار زیر آب!، فراخوان، توبیخ انضباطی!،
-رفتگر 38 ساله بجنوردی با 500 هزار تومان حقوق و 250 هزار تومان قسط یک میلیارد تومان وجه یافته را به صاحبش تحویل داد. گفته مال مردم خوردن نداره!!. یاد خاوری و اختلاس افتادم که قرار شد کشش ندند!.
-کتاب آکواریوم های پیونگ یانگ نوشته چول هوان کانگ، پیر ریگولت ترجمه بیژن اشتری را بخوانید.