دیار قریب غریب

دست نوشته های جانباز محمد مهدی سامع
 
این وکیل و آن وکیل...!
ساعت ٦:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٧ : توسط : محمد مهدی

در لابلای خبرها گفته ای از احمد توکلی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی را در همایش جهاد اقتصادی از مبانی تا مواضع مشاهده کردم. ایشان بیان داشته که بنده فیلم یکی از نمایندگان همسو با دولت در مجلس هشتم را در اختیار دارم. که وی طی سخنرانی خود به روابط برخی نمایندگان حامی دولت با دولت میگوید: «وقتی وزرا به مجلس می آمدند از ما انتظار داشتند که به نفع آنان رای بدهیم و ما نیز رای می دادیم. بعد از موفقیت نیز شماره حساب می دادیم تا به حساب ما پول واریز کنند. ولی من پولی که واریز می شد را برای خودم خرج نمی کردم بلکه پول را برای شما مردم خرج می کردم!» (نقل از روزنامه تهران امروز)

از خواندن این خبر ذوق زده شدم. چرا که شکر خدا شکاف بین اصول گرایان عامل رسواگی و بر ملا شدن بسیاری از موارد خلاف این طیف شده است. از بزرگترین اختلاس تاریخ ایران تا موارد متعدد دیگر!. و ما نمایش خوبی از پاکی و عدالت دولت پاک و مدعیان عدالت محوری که با بصیرت انتخاب شده بودند! مشاهده کردیم!. همچنین خبر فوق ذهن مرا یاداور نامه و امضای 137 نماینده مجلس ششم به رهبری، استعفا و اعتصاب آنان و ... نمود. براستی که در مطالبات و پیگیری افکار و نظرات خود معامله نکردند. رد صلاحیت شدند و اینک بسیاری از آنان زندان را به سکوت و معامله بر سر عقاید خویش ترجیح داده اند.


 
روز مادر...
ساعت ٧:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۳ : توسط : محمد مهدی

بسم الله الرحمن الرحیم

 انا اعطیناک الکوثر، فصل لربک وانحر، ان شانئک هوالابتر
ولادت با سعادت، حضرت فاطمه زهرا (س)
هفته ی بزرگداشت مقام زن و روز مادر
را به همه مادران تبریک و تهنیت عرض می کنم.

اکنون بهانه ای پیش آمده تا تبریک و دوست داشتن مان را خدمت مادران، این لطیف ترین گل های بوستان هستی ابراز داریم!. پس من نیز صادقانه ترین و صمیمی ترین پاسداشت و تبریک و دوست داشتن خویش را خدمت مادر عزیز و بزرگوارم، بهشت (رضوان) خانه مان ابراز میدارم. به پاس یک عمر مادری و سی سال مادری ویژه!


 
جابجایی قدرت...
ساعت ٧:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٩ : توسط : محمد مهدی

آیا به زیر کشیدن فردی قدرتمند از اریکه قدرت و نشاندن فردی دیگر به جای او ممکن است؟ بله، وقتی قانون حکم فرما باشد. رای مردم تعیین کننده باشد. مافوق قانون وجود نداشته باشد. استبداد و دیکتاتوری در کار نباشد. دموکراسی راه خود را پیدا کرده باشد. و...

جابجایی قدرت در برخی کشورها لذتی بیشتر از انتخاب فردی خاص یا وابستگی وی به حزبی خاص دارد. جایگزینی فرانسوا اولاند به جای نیکولاسارکوزی، (همان که قدرتمندانه کشورهای جهان را علیه لیبی بسیج کرد و خود آغازگر حمله به این کشور و نابودی دیکتاتور لیبی شد!.) بدون دستگیری و زندانی صدها تن از فعالان سیاسی، بدون توقیف کردن روزنامه ها، بدون تعطیلی احزاب، بدون محدود و مسدود کردن رسانه های خبری، بدون دادگاه های فرمایشی، بدون عبور از قانون، و بدون اینکه خون از دماغ فردی بریزد و بدون... انجام شد! آن هم فقط با رای مردم!.

جابجایی قدرت در روسیه، کشور دوست و چپاولگر دیرینه ایران نیز به گونه ای دیگر چون تظاهرات و فریاد مخالفان، دستگیری معترضانی که دستبند سفید داشتند!. تدابیر شدید امنیتی، تغییر و دستکاری در قانون اساسی کشور و...  انجام گرفت!.

پی نوشت:

1-مقایسه ی جابجایی قدرت در کشور ما با هر یک از این کشورها و میزان اهمیت رای مردم با شما!

2- ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ جناب پناهیان در بین دانشجویان دانشگاه الزهرا: «در نظام ولایی آزادی و استقلال انسان‌ها کاملا حقیقی است٬ به طوری که انسان می‌تواند در این نظام «منافقانه» و «متظاهرانه» زندگی کند.»!!!!


 
آدینه ای خوش...
ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٦ : توسط : محمد مهدی

گویند موسیقی غذای روح است. به گمانم روح متفاوت تغذیه می شود. دعا، راز و نیاز، عبادت، مطالعه، گردش و تفریح و البته موسیقی. سلیقه و علاقه افراد متفاوت است. و همه ی اینها در جای خود و به اندازه نیاز، موجب نشاط و شادابی روح و روان ادمی است. و اما موسیقی سنتی نیز در بین موسیقی ها حرفی دیگری دارد. به قول دکتر الهی قمشه ای آوای موسیقی سنتی صلوات بر محمد و آل محمد است. (الهم صل علی محمد و آل محمد) اگر چه اینجا نیز سلیقه ها متفاوت است. اما

دیروز بزم هفته مان تکمیل شد. در ادامه تفریح هفته ی گذشته؛ آدینه، روز پایان هفته برایم روزی شاد و مسرت بخش قرار گرفت. اهالی ذوق نواختند و خواندند و ما را نیز سر ذوق آوردند. دوستان هنرمندمان در فضایی آرام، هوایی بهاری و جمعی اهل حال برنامه های متنوعی را اجرا کردند. تعدادی از کسبه عطار و اهالی بازار از همکاران پدر و برادر از حاضران این جمع بودند. بانی همیشگی، بزرگ صنف، پیری شیفته ی هنر و موسیقی به روال گذشته همه را جمع کرده بود. او میزبان به تدارک پذیرایی و شام بود و ما نیز به جا و مکان

دوستان هنرمند، اهالی ذوق نیز مثل گذشته سنگ تمام گذاشتند. در سه نوبت از 5عصر تا نماز مغرب، بعد از نماز تا هنگام شام و بعد از شام تا پایان شب نواختند. گوشه هایی از دستگاه های مختلف موسیقی که هر یک شعر و دکلمه و صدایی را برایمان تداعی می کرد.  تو رفتی و دلم غمین شد- قرین آه آتشین شد- از آن شبی که بر نگشتی....  (مرحوم بسطامی) تو که در سفری برو بسلامت- تو که با دگری برو بسلامت...  (قدیمی که امین بانی نیز خوانده است) بهار دلکش رسید ودل به جا نباشد- از آن که دلبر دمی به فکر ما نباشد... (شعر عارف قزوینی و شجریان) ترمه و اطلس بیاری تا بپوشونم تنت-سینه ریزی از جواهر بندارم به گردنت... (معین) یارا بهشت صحبت یاران همدمست-دیدار یار نامتناسب جهنمست- هر دم که در حضور عزیزی برآوری- دریاب کز حیات جهان حاصل آن دمست.... زیور به خود مبند که زیبا ببینمت-با دیگران مباش که تنها ببینمت-در این بهار تازه که گل ها شکفته اند-لبخند عشق زن که شکوفا ببینمت... (گفتند شعر از شهریار، دکلمه اذر پژوهش و صدای حمیرا) و البته تصنیف همراهش دلم خون گشته امشب از جدایی-چه گردد دلبرا کز در درایی... و....

تصاویر در ادامه مطلب


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
عصری در طبیعت...
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٢ : توسط : محمد مهدی

 رفیقانی دارم؛ چون برادران، در هر فرصتی در حقم برادری می کنند. این رفیقان شفیق همتی به خرج دادند تا در دل طبیعتی زیبا در حین بارش خفیف باران و هوایی بس لطیف و حتی کمی سرد، عصرانه ای را در دامنه ی کوه هایی در  40کیلومتری شهرضا با هم باشیم. منطقه ای که در خود طبیعتی زیبا از لاله های واژگون و انواع گل های بیابانی را که از میان بوته ها و صخره و سنگ روییده است. در خود جای داده است. حضور خویش را در فضایی مملو از زیبایی با وضعیتی اینچنین مدیون این دوستان بزرگوارم.

 تصاویر در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب را مطالعه کنید
 
12 اردیبهشت....
ساعت ٧:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٢ : توسط : محمد مهدی

ای آغاز بی پایان تو را سپاس

 

ای ملم عزیز؛ زحماتت را چگونه پاس بدارم؟!. تقدیر و سپاسی سالانه در روزی که به نامت مزین شده است؟. پس اکنون به این بهانه ابراز میدارم. اگر چه کافی نیست!. چرا که از آغاز تا حال آموختنم را که پایانی نیز به آن نمی بینم، از تو دارم. پس همیشه و همه جا یاد و خاطرت را در ذهن خواهم داشت. آن که با الفبا آموخت و آنان که آموختند و آنان که خواهند آموخت.

پ ن:

شادباش و تبریک به معلمین و اساتید عزیزم (از  معلم اول تا....)

شادباش و تبریک به دوستان معلمم (آقایان حسامی، رحیمیان، تفضلی، ستوده، تاکی، تقدیسی، جلیلی و....)

شادباش و تبریک به دوستان عزیز دنیای مجازی (آقای ملک، مریم خانم، پرستو خانم، و.... )

شادباش و تبریک ویژه خدمت خواهر گرام و همسرش (طیبه و سید مصطفی)

و رحمت و مغفرت بر انان که به من آموختند و اینک به رحمت خدا رفته اند. (مرحومین براهیمی، طریقی، صالح، ایرانپور، فلاردی، شفیعی، سامع و....)

دست پخت خواهر هدیه برای معلم خواهرزاده

دست پخت خواهر دیگر هدیه به خواهر معلمش 


 
شرع، قانون و اخلاق؟!
ساعت ٦:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٠ : توسط : محمد مهدی

فرد و افرادی متعلق به دو سیستم در دو مکان بیرون از کشور خود، به انجام کاری دست زدند. دیپلمات ایرانی در برزیل به استخر شنای مختلط رفت و ...!. پانزده نفر از نیروهای امنیتی همراه باراک اوباما در کلمبیا هنگام استراحت، به هم بستری با زنان روسپی رفتند!.

اولی متعلق به نظام اسلامی است. نمایندگی سیستمی را بر عهده داشته است که به لحاظ شرعی، قانونی و اخلاقی اینگونه مراکز را ندارد. ورود دیپلمات ها و کارگزارنش و در صورت ممکن شهروندانش را نیز به این مراکز در نقاط دیگر مجاز نمی داند. با افراد و جوانانی که به هر طریق ممکن مختلط نه در استخر و .... بلکه هر کجا با هم باشند به شدت برخورد می شود. به لحاظ قانونی جرم، به لحاظ شرعی حرام و به لحاظ اخلاقی قبیح شمرده می شود. با تمام این شرایط موارد متعددی از رفتار دو گانه در مجازات افراد و شهروندان عادی با مسئولان و کارگزاران خاطی دیده شده است. در مورد افراد مسئول ابتدا تکذیب و سپس توجیه و بعد از آن ماست مالی میشود!. و در این رسوایی آخر تعارض فرهنگی و توبیخ انضباطی نتیجه برخورد بود!.

دومی متعلق به نظامی غیر دینی و غیر ایدئولوژیک بود. آنان نمایندگی سیستمی را بر عهده داشتند که شرع در آن جایگاهی ندارد. قانون و اخلاق تعیین کننده جرم و قبح قضیه است. طبق قانون ایالات متحده و همچنین کشور کلمبیا روابطی اینگونه و بر اساس ضوابط تعریف شده جرم محسوب نمی شود و مجازاتی نیز در پی ندارد. اما به لحاظ اخلاقی ارتکاب چنین عملی از ماموران امنیتی همراه رئیس جمهور در کشوری دیگر قبیح شمرده شد. و رئیس جمهور در اقدامی صریح و سریع آنان را قبل از پایان سفر به آمریکا برگرداند. همچنین چند تن از آنان را از کار خود به صورت اجباری بازنشسته و بقیه را اخراج کردند!.

مقایسه این دو اتفاق به لحاظ مختلف قابل توجه است. هر دو اتفاق در کشورهای ثالث، مرتکبین از مدیران حکومتی، هر دو مورد بیرون از محیط کاری، حضور در چنین مراکزی در دو کشور انجام شده مجاز بوده است. اما اولی به جز حضور .... داشته که تنها جرم وی از طرف دولت برزیل است. در حالی که گروه دوم از نظر دولت کلمبیا هیچگونه جرمی مرتکب نشده اند. اولی به لحاظ شرع و قانون و اخلاق در کشور خود مجرم بوده و گروه دوم فقط به لحاظ اخلاقی رسواگی سیاسی تلقی می شود. شرایط جرم بر طرفین طبق اصول مد نظر کشورهای خویش متفاوت است.اولی طبق اصول و قوانین کشور ایران از شدت جرم بیشتری برخوردار است. اما توبیخ انضباطی می  شود!. گروه دوم طبق اصول و قوانین کشورشان از شدت جرمی به مراتب کمتر برخوردار بودند. اما اخراج می شوند. علت و چرایی آن سوالی است مبهم که باقی مانده است!.   


 
سوالی سخت و پاسخی سخت تر!
ساعت ٥:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٦ : توسط : محمد مهدی

طرح یک سوال نیازمند مقدمه و شرایطی است. شرایطی که سوال کننده، پاسخ دهنده، نوع سوال، چگونگی طرح، زمان و موقعیت طرح و... در پاسخ مناسب به آن موثر می باشد. تا کنون به طور ناگهانی و شاید در شرایطی خاص با سوالی غافلگیر کننده مواجه شده اید؟. بدون شک با قدری تامل جوانب مختلف را برای پاسخی مناسب می سنجید. سعی بر این دارید با بهترین و مناسب ترین پاسخ، سوال کننده را قانع و خود نیز از این موضوع راضی و سربلند بیرون آیید. شاید موقعیت زمانی و مکانی، مصلحت، منافع شخصی، آرمانی اندیشیدن در مقابل واقع نگری و... در رضایت خود و قانع کردن سوال کننده دخیل باشد. در غیر این صورت سوال کننده غافلگیر و شاید جواب دهنده از پاسخی با رعایت موارد فوق، راضی و خشنود نباشد. حتی اگر عین واقعیت باشد!.

مقدمه ی فوق را برای زمینه سازی در فکر خواننده محترم جهت تامل بر طرح سوال این نوشته، پاسخ و شرایط پیرامونی آن به نگارش در آوردم. اما سوال مطروحه این است که اگر بازگشتی به سی سال قبل داشته باشیم. شرایط و اوضاع زمانه نیز به مانند سی سال قبل باشد. و اینجانب مختار به انتخاب مجدد باشم. آگاهی کامل و جامعی نیز از وضع موجودم (قطع نخاع از گردن با تمام مشکلات پیرامونی) داشته باشم. راه گذشته را انتخاب خواهم کرد؟!

قبل  از حدس و گمان به هر پاسخی یا خواندن ادامه ی مطلب تاملی دیگر به مقدمه ی فوق داشته باشید. شرایط طرح سوال را در نظر بگیرید. در اوج وابستگی جسمی حال حاضر، سخت ترین مورد وابستگی جسمی مانند استحمام، سونداژ شدن و... بوسیله شخصی در حال انجام است!. آن شخص در حال انجام از صدق دل، صادقانه و بدون هیچ گونه غرضی به طرح این سوال می پردازد!. چه پاسخی باید داد؟ راز نهفته در دل من و امثال من تبدیل به چه پاسخی می شود؟ پاسخی آرمانی و از روی مصلحت؟ یا پاسخی واقع گرایانه؟

اما پاسخ من؛ همان راز دلم، از نوع دوم است. از خشنودی خود، از مصلحت اندیشی، از آرمان گرایی می گذرم. تا راز دلم را در قالب پاسخی در آورم. یقین دارم، بیان این دیدگاه علی رغم ناخشنودی، رضایت خود و قانع شدن مخاطبم را در پی دارد. در غیر این صورت شاید خشنود از پاسخ خویش باشم!. اما بعید است، خود و مخاطبم راضی و قانع شده باشیم. اما پاسخ

سوال بسیار سختی است!. و پاسخ نیز بسیار سخت تر. چرا که واقعیت این است که نمی توان رنج و سختی این همه وابستگی را در مقابل ذهن و دیدگان انجام دهنده نادیده گرفت و کلیشه ای پاسخ داد. به یقین رنگ و رخساره خبر از سر درون می دهد. پاسخی غیر از این به طرح این سوال در شرایطی غیر از این نیز، پاسخی ارمانی و کلیشه ای و نوعی مصلحت اندیشی و به طور واضح گول زدن خویش است. پس به راحتی نمی توان همان راه را برگزید. اگر چه به صراحت، انتخاب سی سال قبل در شرایط موجود آن زمان نزد من و دیگران و دوست و دشمن انتخابی صحیح و مایه ی مباهات بوده و می باشد. به گمانم تجسم افکار و اندیشه های آرمانی و ترسیم ذهنیت مدینه ی فاضله ی آن زمان و نادیده گرفتن سرانجام آن شرایط آرمانی در حال حاضر نیز، قادر به نادیده گرفتن رنج و سختی وضعیت جسمانی اینچنینی نیست. صادقانه اعتراف می کنم. اگر پاسخی غیر از این می دادم. مرتکب دروغی بزرگ شده بودم. همان طوری که در سه دهه ی قبل بر خلاف میل باطنی ام توصیه ی افراد را مبنی بر رفع تکلیف از خانواده و گوشزد به برادرم مبنی بر پرستاری خویش و عدم حضور در جبهه نپذیرفتم!. چرا که آرمانی می اندیشیدم و احساس گناه و نیاز اسلام و انقلاب مد نظرم بود!. بر راز دلم خط بطلان کشیدم و به زبان نیاوردم!. و مرتکب دروغی بزرگ شدم!. اما امروز به یقین رسیده ام. واقع گرایانه می اندیشم. و به خود دروغ نمی گویم. هر گونه پاسخی غیر از این نیز از طرف دوستان هم نوع یا راز دل آنان نیست. یا اوج ایثار و از خود گذشتگی آنان است!!. 

پ ن:

-شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه ی زهرا (س) را خدمت همه ی دوستان تسلیت عرض می کنم.

 -دیپلمات نظام اسلامی، استخر مختلط، تعارض فرهنگی!!، شنا، اذیت و آزار زیر آب!، فراخوان، توبیخ انضباطی!، 

-رفتگر 38 ساله بجنوردی با 500 هزار تومان حقوق و 250 هزار تومان قسط یک میلیارد تومان وجه یافته را به صاحبش تحویل داد. گفته مال مردم خوردن نداره!!. یاد خاوری و اختلاس افتادم که قرار شد کشش ندند!.

 -کتاب آکواریوم های پیونگ یانگ نوشته چول هوان کانگ، پیر ریگولت ترجمه بیژن اشتری را بخوانید.


 
شکلک ها....!
ساعت ٧:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳ : توسط : محمد مهدی

تحلیل گران و منتقدین با نگارش مطلبی سعی در نقد و بررسی موضوعی دارند. چند خط یا صفحاتی را در خصوص موضوعی خاص ارایه می دهند. تا ذهن خواننده را له یا علیه آن موضوع روشن کنند. همین کار را کاریکاتوریست ها با ظرافتی خاص به نوعی دیگر انجام می دهند. کتابی قطور، مقاله ای مختصر و کاریکاتوری هر جا و هر لحظه حتی آن سر دنیا می تواند؛ روشن گری کند، یا دردسر ساز شود. نمونه های مثبت و منفی آن را در داخل و خارج به وفور مشاهده کرده اید.

در دنیای مجازی نیز همین روش به طرز مشابهی در حال انجام است. انگار شکل کوچک شده و محدودتر و البته نزدیکتری از آن بین کاربران ایجاد شده است. مطلب یا موضوعی از سوی فردی ارایه می شود. کاربران با نظرات خود به نقد آن می پردازند. نظرهایی در تأیید یا مخالفت با آن رد و بدل می شود. همینطور شکلک هایی که خود حامل پیامی هستند!. نشانگر انجام کار، جمله و گفته ای از سوی طرفین است. به نوعی نقش کوچکی از یک کاریکاتور را ایفا می کند. اینجا نیز انتقاد و بیان دیدگاه ها مورد اقبال، ادبار و یا مشکل ساز می شود.

انتخاب شکلک ها در نقد موضوع، ابراز احساسات، مخالفت، ایهام و کنایه، متفاوت و به عهده ی نظر دهنده است. عده ای جنبه و تحمل هر شکلکی را دارند! عده ای نیز تحمل نداشته و هر شکلکی را بر نمی تابند. بسیاری بی منظور شکلکی را مکمل دیدگاه شان می کنند. برخی نیز شکلکی خاص را از سر شیطنت انتخاب می کنند! و بسیاری نیز اهمیتی نداده و از کنار آن می گذرند.

به نظر شما با توجه به متفاوت بودن جنسیت افراد و حتی همجنس بودن، عمومی بودن، به لحاظ اخلاقی و اعتقادای و ظرفیت های متفاوت افراد، آیا دقت در انتخاب این شکلک ها و نگارش واژه های احساسی، اهمیت دارد؟ عکس العمل شما در این موارد به ویژه با جنس مخالف چگونه بوده است؟ به نظر شما چگونه باید باشد؟

پ ن:

اینجانب رعایت شأن و ظرفیت طرف مقابل را در نظر می گیرم. با توجه به شناخت تقریبی خویش نسبت به افراد برخی شکلک ها را انتخاب می کنم. شکلک های تحسین و تایید و ارزو  تشویق قلب لبخند را برای همه، کنایه و مخالفت  متفکر تعجب ساکترا نیز با توجه به مفهوم جمله برای هر کسی می فرستم. اما ابراز احساسات، دوستی و شیطنت ماچ بغلزبان را به ندرت و نه بر جنس مخالف!


 
کارگر مهندس...!
ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٩ : توسط : محمد مهدی

طبق روزهای قبل سری به محل ساخت و ساز زدم. گچکاران مشغول گچ کاری ساختمان بودند. کارگری جدید برایشان گچ می ساخت. سر و لباس و موهایش سراسر گچی شده بود. کارگر همیشگی رو به من کرد و گفت: از بس درس خونده موهایش سفید شده است. (اشاره به گچ های سرش کرد) فکر کردم طعنه می زند. گفتم نه خودت تحصیلات عالیه داری! خندید و گفت: جدی گفتم، مهندس گل و گیاهه!. نگاهش کردم. تایید کرد. خدمت سربازی را در جهاد و کشاورزی مرتبط با رشته اش به اتمام رسانده بود. اکنون حاضر به بیکاری نبوده و کارگری می کند. گفتم انشاا... که کاری مرتبط با تحصیلت فراهم شود. اما در غیر از این کارگر تحصیل کرده زودتر از کارگر رانده از درس پا جای استاد خواهد گذاشت!.

پ ن: باور می دارید سالی دو و نیم میلیون شغل ایجاد کرده اند؟!! 


 
← صفحه بعد