متعجب، شاد و شرمنده...

نمی دانم، چرا، از کجا و چگونه، روزانه های یکی دو هفته ی گذشته ام را بگویم؟!. هیچ وقت بنا نداشتم؛ مشکلات،‌ سختی ها و درد و رنج خویش را فریاد زنم. یا از آن بیشتر، در محیط مجازی رسانه ای کنم. چرا که آنچه را جانان برایم پسندیده است. به نوعی خود نیز صادقانه، خواسته یا ناخواسته قدم در راهش نهاده ام و با آغوشی باز انتخاب کرده ام. جای گلایه و داد و بیداد برایش باقی نمی ماند. متاثر کردن دیگران نیز هیچ مشکلی را راهگشا نیست...

  شاید اکثر دوستان، در گذشته متوجه شده باشند تعریف برخی مشکلات، از جمله درد و درمان و اتفاق های پیرامونی آن را با چاشنی طنز بر شمرده ام. چنان که حتی بسیاری، خوردن و رژیم غذایی و به شوخی گرفتن توصیه های پزشک ام را چهره ای متفاوت از وضع موجودم، تشخیص داده اند!. اما این بار در اطرافم که جای خود، در محیط مجازی، چنان بانگ بر آمد که خود نیز سخت متعجب، شاد و شرمنده شدم.

متعجب که چگونه اشاره یکی از دوستان حقیقی، ذهن دیگری از دوستان مجازی را کنجکاو کرده، پیگیر شده و  بازتابی (اینگونه) ، (اینگونه) و (اینگونه) داشته است !. شاد و شادمان از داشتن دوستانی که هر بار گفتم ام، دوستم دارند. این بار مصمم تر از گذشته، باز می گویم، دوستم دارند. چرا که این چند روز هر یک به نوعی سنگ تمام گذاشتند. دیگر اینکه دوستانی با عنوان مجازی، ناشناس اما با شناخت، غریب اما قریب، انگار سالها در کنارم بوده و چون دوستان حقیقی، حققیقی اند.  اندک بی مهری نظرهایی در محیط مجازی را نیز ترجیح به عدم تأییدش دادم، زیرا منشأی فردی داشته و تنها به جمله ای جواب، پسنده می کنم: «ماست کیلویی چنده؟!» شرمنده و خجالت زده از لطف و محبت هر یک از اینانم و شرمنده تر که سی سالیست موجی از مشکلاتم به دوش نزدیکانم افتاده و در چنین مواقعی دو سه چندان یا بیشتر می شود!.

حال صمیمانه ترین سپاس و تقدیر خویش را خدمت تمامی دوستان و آشنایان ابراز می دارم. یقین دارم همگان نیازمند به راز و نیاز و دعای خیر یکدیگریم. و اینک خود را مرهون همین دعاهای دوستان می دانم و امید دارم خداوند همیشه و همه جا فکر و ذهن و زندگی ما را با دعا و راز و نیاز عجین دارد. ان شاا...

پی نوشت:

شرح حالی از اتفاق ها را در پست بعدی خواهم نوشت. ضمن اینکه تنگی نفس و اکسیژن و... خاطراتی از دوره ای مشابه در ده  دوازده روز بستری در کنار جانبازان شیمیایی برایم زنده شد که در آینده خواهم نوشت.

/ 21 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ستاریان

سلام وجود نازنین شما، که یادگار دوران طلایه داران جهاد و شهادته برای من بقدری مغتنم و ارزشمنده، که حتا با یاد نام شما یاد اون دوران میافتم.[گل][گل] این از حسن اخلاق شماست که از ذکر مصائب و مشکلات خودتون کمتر می نویسید و البته این احتمالا موجب سوء استفاده ی کسانی واقع میشه که بویی از ایثار و فداکاری های شما در اون دوران نبردند! برای حرفهای صد من یک غاز این آدمها حتا نباید فکر کرد[زبان] همیشه سالم و تندرست باشی دلاور . خدا پشت و پناهت باشه[قلب][بغل][گل]

mttarag

سلام حاجی بهترید انشاالله

نعیمه

شرمنده من فک کنم خیلی دیر فهمیدم!!!آقای سامع نگرانتون شدم... الان بهترین؟؟؟[نگران]

ناهيد

سلام دلاور سامع عزيز [گل] منو ببخشيد كه دير اومدم ، راستش ورود به وبلاگ شما خيلي سخته ، همش سيستم هنگ مي كنه ، الان كه موفق شدم خيلي خوشحالم [نیشخند][لبخند][گل] و خوشحالتر اينكه شما سلامت هستيد ، خدارو شكر مي كنم كه دعاهامون اجابت شد ،اميدوارم كه هميشه تندرست باشيد ... ماخيلي نگرانتون بوديم . مواظب خودتون باشيد ...[لبخند] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] تقديم يا يه عالمه مهربوني به مهربونترين دلاور عزيز [لبخند]

نسرين

سلام برادر عزيز خيلي ناراحت شدم، خدا شفا بده انشالله

بانویسیب

سلام بزرگوار خدارو شکر که بهتر شدید و باز به کانون گرم خانواده برگشتید انشاالله همیشه با سربلندی و پایداری زنده باشید[لبخند]

حمید

سلام قابل توجه آقای امیری. یکی از دوستان که رعایت نکردن رزیم غذایی حاج مهدی راباور کرده بود من بودم.ولی شما وآقای سامع میدانید غرضی در کار نبوده است. اما قابل توجه همگی آقای سامع فردی صبور وبا تحمل است.و وقتی درد از ناله زیاد میشود درمان را طلب می کند .آرزوی سلامتی همیشگی اش راداریم.

کنجکاو

ایول از اینهمه احساسات و عواطف به خصوص از اقایون دلاور

وحید

سلام،جویای احوالتان هستیم...راستی خواستم بگم بدونین نه تنها دوستانتون شما راخیلی دوست دارن،بلکه فرزندان اونام دوستون دارن....سلامت باشین..."فی امان الله""