تعظیم به این مرام!

بارها به هر مناسبت کار جالب توجه و معرفت وی را بر دوستان تعریف کرده ام. دست بر قضا، دوستی، حدود چهار سال قبل جلای وطن کرد و راهی تهران شد. کار و زندگی را در تهران ادامه می دهد. اما رفاقت و دوستی با دوستان دیرین خود را به گونه ای حفظ کرده است. چندین بار طی این مدت، دعوت دوستان را پذیرفته و هزار کیلومتر مسیر رفت و برگشت را فدای دوستی با دوستان دیرین خود کرده است. مرام و معرفت ایشان نیز چون آن مرحوم ستودنی است. و البت که دوستان نیز هر یک وجود و معرفت او را ستوده اند. (برادر رزمنده عبدالرسول امیری)

اما جمعه شب، در مراسم افطاری متعلق به یکی از فعلان سیاسی شهرمان، فردی از تهران حضور یافته بود. چند سالی است به مناسبت های مختلف در جمع افرادی از طیفی سیاسی حضور می یابد. مرام و بزرگواری ایشان نیز به جهت پیمودن این مسیر طولانی و دیدار دوستان قابل ستایش است. اما در شب افطار، حین مراسم، خطاب به افرادی گفتم. من و شاید اکثر افراد، رقبت به انجام چنین کاری در مسیری کوتاه تر را نداریم!. مرام و رفتار اینان بسیار بزرگوارانه است. اما کار ایشان با آن دو به گونه ای متفاوت و با اهمیت تر است!. وی بیست و دو سال قبل ناشناسی بود. خود را در معرض انتخاب مردم قرار داد!. شخصیت، برجستگی و پیشینه ی مدیریتی و شغلی وی رای مردم را جذب کرد. بدون تردید موثرترین و فعالترین نماینده ی بعد از انقلاب در شهر ما نیز بوده است. تنگ نظری ها و رد صلاحیت ها موجب دوری ایشان و بسیاری، از مدیریت و سیاست کشور شد!. ضمن اینکه موجبات کمک و امداد به ورود افرادی بدون رقیب جدی را نیز فراهم کرد!!... (مهندس حسن رمضانیانپور)

ظاهر قضیه، هر سه کاری مشابه انجام داده اند. بدون شک مرام و معرفت هر سه قابل تمجید و تعریف است. اما تفاوت و اهمیت کار ایشان با آن دو در این است که اولی مهر و علقه ی خویش را به خانواده ابراز داشته است. دومی همین کار را نسبت به دوستان دیرین خود، که اکثر در دوران آتش و خون پیوند خورده، ابراز داشته است. اما ایشان بر خلاف اکثریت یا شاید تمام افراد و همکاران سیاسی مشابه خویش پشت به رای دهندگان خود نکرده است!. فامیل و دوستی دیرینه ای نبوده، مصداق مثل معرف نمایندگان، که مردم با رای خویش گویی ماشین خرابی را به حرکت وا می دارند. نفس های خسته مردم گاهی با بوقی تقدیر می شود و ماشین به حرکت ادامه داده و دیگر نگاهی به پشت سر هم نمی کند!. نیز نبوده است. وی با معرفت تمام هر بار و این بار صبح پنجشنبه دعوت، صبح جمعه با اتوبوس های عمومی حرکت و عصر در شهرضا حضور می یابد. شب افطار کرد. در گوشه و کنار به دیدار این و آن رفت!. ده شب با همان اتوبوس های عمومی راهی تهران شد. به مرام چنین افرادی سر تعظیم فرود بیاوریم!.

/ 20 نظر / 47 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آشنا

با سلام و آرزوی قبولی نیایش ها و بندگی ها بسیار متاسف شدم که شخصی( به عمد یا غیر عمد ) با نام آشنا برایتان پیامی فرستاده . درهرصورت من هیچ گاه این فرصت را نداشتم که در بحث سیاست مطالعه دقیقی داشته باشم و بدین جهت همیشه از مسایلی که اشرافی به آن نداشته ام،خود را کنار کشیده ام در هرحال زمان همه حوادث را از پرویزن ریز چشم نقد خواهد کرد و امیدوارم آنچه که باقی می ماند شایسته مردم ما باشد.

مریم

سلام آقای سامع عزیز عید سعید فطر بر شما و خانواده ی محترم مبارک [لبخند][گل]

یادخاطرات

سلام بزرگوار[گل] شما کمتر مینویسید.اما من که میتوانم برای شما گل بگذارم.[گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

یادخاطرات

دلم برای تو...آیا دل تو هم تنگ است؟! صدای هق هقِ... گویا دل تو هم تنگ است! ببین! نمی شود این قدر دور بود از هم! بیا... قبول... بفرما! دل تو هم تنگ است! من از مسافت این جاده ها نمی ترسم اگر بدانم آنجا دل تو هم تنگ است اگر بدانم گاهی به یاد من هستی و چند ثانیه حتی دل تو هم تنگ است- پرنده می شوم اما... نمی پرم بی تو پرنده می شوم و تا دل تو هم تنگ است- برای تو پر پرواز می شوم حتی اگر در آن سر دنیا دل تو هم تنگ است! اگر در آن سر دنیا...اگر در آن دنیا... اگر بدانم هرجا دل تو هم تنگ است- بدون مکث می آیم که باورت بشود دلم برای تو...حالا دل تو هم تنگ است؟![گل][گل][گل]

حمیدرضا

مهدی جان سلام. عید 63 اومدم ملاقاتت. گفتی اون پاکت را از پایین پام بده تا بخونم. اون پاکت رو بهت دادم. منو یادت اومد؟

مریم

سلام ببم جان خوبید؟ [لبخند] کاش من می فهمیدم این لاین و تلگرام و اینستاگرام چی داره که شما کلا ترک وبلاگ رو کردید؟[عصبانی][نیشخند] مشکل سنگ کلیه تون حل شد؟ ان شاءالله همیشه شاد و سلامت باشید[لبخند][گل]

علی

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود وقتی حضور آینه کمرنگ میشود.... اینجا نه جای ماندن خوبان راستگوست هرکس که دم زند زحق آونگ می شود.... نفرین بر این زمانه که در چرخ روزگار هر لحظه صد خیانت ونیرنگ می شود....

یادخاطرات

سلام بزرگوار[گل] میلاد شمس الشموس، خسرو اقلیم طوس، شاه انیس النفوس، برشما و خانواده ی گرامیتان، تبریک و تهنیت. [گل][گل][گل]

یادخاطرات

سلام بزرگوار[گل] خبر ....برنامه «از زبان سرو آزاد » به روایت تصویر .....را نگاه کردم. تصویر شما را دیدم ونگران شما شدم . ان شا الله که هرچه زودتر سلامت خود را بدست اورید.وباز هم بنویسید. گرچه روبروی کامپیو تر بودن همانا وکنار تنور بودن همان [لبخند][گل][گل]

یادخاطرات

سلام بزرگوار[گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل]17 شهریور تولدتان مبارک[گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]