روزانه ها17 (افطاری منهای افطاری)

پنج شنبه شب به دو مراسم افطاری دعوت شدم. اکثر شب ها برایم اینگونه است. حتی به سه مورد هم رسیده است. دوستم دارند. چه می شود کرد؟!. عذر یکی را خواستم. و محفل افطاری-سیاسی را برگزیدم. مراسمی که به همت پنج نفر از دوستان همفکر به طور مشترک برگزار شده بود. جمعیت به نسبت زیادی از اصلاح طلبان شهرمان را در تالاری دعوت کرده بودند. نگاهی عمیق به مدعوین انداختم. جمعی از جوانان سیاسی جدید به همراه نسلی از چپ قدیم از قشرهای مختلف مردم حضور داشتند. از خدا پنهان نیست. شما نیز بدانید. فقط روحانی وجود نداشت!. روحانی به لحاظ فرم لباسی که بر تن دارند. وگر نه روحانی در معنای واقعی یقینا وجود داشت. همین را بگویم که سیدی جلیل القدر مکبر و صلوات چاق کن مجلس بود. که در زمان جنگ خود و همسرش جنازه ی فرزند شهید خویش را به خاک سپردند. ریاست ستاد این دوره را جانبازی بالای 50% برادر یک شهید و یک آزاده بر عهده داشت. یقیناً اینان از روحانیان اصلی نظام اسلامی اند. با این حال یکی از روحانیون شجاعت به خرج داده بود و فقط جهت امامت نماز مغرب و عشا حضور یافت و رفت!. در غیر این صورت روحانی زاده ای مکلا جهت بر عهده گرفتن امامت نماز جماعت را آماده کرده بودند.

این افطاری منهای چلوکباب و قورمه سبزی که کم و زیاد، معمول بیشتر این شب ها است. یک افطاری بیاد ماندی بود. افطاری که جمعی از دوستان را بعد از مدت مدیدی روئیت کردم. افطاری که فرصت تجلیل از ستاد انتخاباتی چهار سال قبل را فراهم کرد. افطاری که یاد و خاطر دوستانی هم اندیش از جمله مرحوم ملکیان را فراهم آورد. افطاری که فرصت تجلیل و ارزوی شفا بر جوانی سیاسی، فعال در ستاد انتخاباتی 88 که بر اثر تصادف از گردن قطع نخاع شده بود را فراهم آورد. افطاری که نشان از افرادی بود که نمرده بودند!. چشم شان کور نشده بود!...

  اما از هر چه بگذریم. آنچه برایم لذت بخش بود. حقیقتی را برایم دوباره زنده کرد. روح امید و صبر را در وجود من و بیشتر افراد نزریق کرد. دیدن تصاویر بزرگی از فقیه عالیقدر، هاشمی، خاتمی، طاهری، موسوی و کروبی بود. انگار حذف و حصر و... اندک زمان دنیوی را اثری ناچیز باشد. اما فکر و نظر و مظلومیت ماندگار در دل و ذهن مردم است.

/ 28 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا

راستی افطاری دیشب چی بود.

کوثر

سلام عموجان[لبخند] طاعاتتون قبول.افطاریها نوش جان[چشمک] وممنون که دوستان بیستتتتتتتتتتتتتتت وبرامن گذاشتند[نیشخند]

رضا

سلام-توراهپیمایی تشریف نداشتید-نکنه نه غزه نه لبنان-فقط ...

اابراهیم

از این جلسه قران ها ما را هم دعوت کنید.

محسن

با سلام منظور من به عکس شخصی بود که سالهاست مورد ظلم قرار گرفته و اصلا عکسشون جایی نیست

حسيني

سلام بر سامع عزيز:مي بينم كه هنوز در حال جنگ هستي. هنوز اين معاويه صفت ها دست از سرت بر نداشته اند. خداوند پشت وپناهت باشد ،برادر عزيز

کوثر

سلام عموووووووووووووووووو[لبخند][نیشخند] چه با مزه خب عمو بهشون میفرمودین مگه همه برادر زاده ها حقیقی اند؟؟!!!بعضیها مجازیند ولی عمویشان را واقعا دوست دارند[قلب][خجالت][نیشخند]

سمانه

سلام جناب سامع ایشالله که بهترید[گل][قلب] خداکنه بدتر از این نشه... والله ما جز یه زندگی آروم و بی دغدغه هیچی نمیخایم[ناراحت]

محسن

سلام منظور من عکس اقای منتظری بود که اسم نبرده بودین هر چند در کل اکثر اصلاح طلبا(خصوصا سران) اونطور که باید شاید قدر ایشون نمیدونن فقط در مواقعی که براشون استفاده داشته باشه یادی میکنند که البته همین هم جای شکر داره

محسن

با سلام من داخل پرانتز نوشتم خصوصا سران و در مورد سران بی توجهی به ایشان یک واقعیت انکار ناپذیر و این قضیه رو به صورت حضوری میتونم اثبات کنم من این مطلب رو به عنوان یک درد کلی نوشتم و در مورد جنابعالی صد در صد صادق نیست وهمانطور که در نظر اول گفتم انتظار میرفت شما اسم ایشون رو به عنوان نفر اول بیارین وبرای من جای تعجب بود که شخصی مثل شماکه درد مردم رو خیلی خوب مینویسین از حامیان ایشون نباشین و الان مایه خرسندی است که اینطور به نیکی از ایشون یاد میکنید[لبخند]