روزانه ها59 (مامور به میانجیگری...)

وقتی به انسانی ضعیف، ظلمی فاحش صورت گرفته باشد!. مدعی نیز چیزی بر از دست دادن نداشته و بر ادعای خود پافشاری کند!. مورد دعوی از خانوادگی رنگ و بوی سیاسی به خود بگیرد!. خوانده دعوی نیز به نوعی به جایگاه قدرت، شهرت و حتی مکنت مرتبط باشد!. در روزهایی سخت نیز، سعی در حفظ آبروداری داشته باشند!. کم کم نتیجه دادرسی نیز در حال مشخص شدن باشد. و...

در چنین مواقعی دیپلماسی در پایین ترین وجه خود فعال می شود!. به همین منظور چند روزی در مقام دیپلمات، به دیپلماسی جهت حل دعوی بین افرادی ماموریت یافتم. دعوی که به خوبی ناتوانی و بی نتیجه بودن در به ثمر رساندن ان واقف بودم!. وقتی اوضاع به گونه ای که بر شمردم باشد!. خود را نیز در اندازه ی انجام چنین کارهایی نبینم. نتیجه از پیش معلوم است.

به صرف رفاقت با مدعی، مراجعه به من در میانجیگری شد. ادعای نفوذ و حرف شنوی از مرا داشتند!. رفاقت را تایید، اما نفوذ و حرف شنوی را تکذیب کردم. اما به جهت احترام و اعتقاد به حفظ ابروی افراد حتی هنگام مجرم بودن و البته حل هر مشکلی با توافق و گفتگو، (قبل از دادگاه و حکم و رای و قطعنامه از پایین ترین سطح تا بالاترین آن) پذیرفتم. یکی دو بار گفتیم و شنیدیم و بی نتیجه مراجعه کرده و خبر شکست گفتگو را اعلام کردیم. حین این انجام، به مواردی ایمان یافتم. کار سخت میانجیگران و دستگاه های دیپلماسی، کار سخت تر قضات و دادگاه های قضایی و البته مشکلات و سختی های پیرامون دردسرهای خصوصی و عمومی بین افراد. 

پی نوشت:

1-دیشب به امر مریم بانو (راز نهان) مبنی بر نوشتن مطلبی، این را نوشتم.

2-لطفا از کیه؟ چیه؟ کجا؟ سوال نفرمایید.

/ 4 نظر / 16 بازدید
یادخاطرات

سلام بزرگوار [گل] چون شما نوشته اید...-لطفا از کیه؟ چیه؟ کجا؟ سوال نفرمایید. ...... ما هم میگوییم چشم. [لبخند]

سید نورالدین

سلام مطلب خوبی بودولی چیزی نفهمیدم پس نظر نمی دهم فقط خیلی مخلصیم [لبخند]

آشنا

سلام از قدیم راست گفته اند که : هر انکس که در کیسه اش زر بود کلامش صحیح است اگر خر بود

مریم

سلام ببم جان می نوشتید "مریم خواهش کرد و من اجابت کردم" اینطوری شرمندگیش برای من کمتر بود [خجالت] اتفاقا فردای اون روز سر زدم دیدم خبری نیست احتمالا ساعاتی قبل از گذاشتن این پست سر زدم . به نظر منم قضاوت کار سختیه ... البته قاضی شارح در سریال سربداران می گفت : " قضاوت کار آسانی است.کافی است بدانی حق کدام است و ناحق کدام. من به شما می گویم: حق آن است که "خان"بخواهد! آقای سامع خدا رو شکر که دو طرف دعوی، فرد عاقلی رو به عنوان حَکَم انتخاب کردند واقعا لذت بردم وقتی دیدم در باره ی حفظ آبروی افراد حتی هنگام مجرم بودن نوشتید [گل] چند سال پیش یک نفر حکم شده بود اما او خام بود و بی تجربه ... به مجرم گفته بود : دست روی قرآن بذار و به قرآن قسم بخور که راست می گی مجرم هم به خاطر حفظ آبرو این کار رو کرده بود ! [ناراحت] واقعا قضاوت کار سختیه واسه همین می گن اگه یک روز قاضی دید کفشش تنگه و پاشو می زنه اون روز از قضاوت صرف نظر کنه ...