تذکر و تاثیر...

 بیست و پنج سال قبل، در آسایشگاه ثارا... واقع در ولنجک تهران اقامت داشتم. برای انجام موردی درمانی، به بیمارستان رفته بودم. هنگام بازگشت، مقابل آسایشگاه در حین خروج از آمبولانس هایس، خانمی از کنارمان می گذشت. نه در قیاس اوضاع و احوال این روزها، که در حال و هوای آن زمان، حجاب چندان مناسبی نداشت. قسمتی از موهای طلایی اش از روسری او جلو زده بود. قاسم پرستار همراهم به نحوی خشن، امر به معروف کرد: «خانم موهاتو جمع کن»

خانم، خیلی عادی بدون هیچ عکس العملی، دستش را بین موهای خودش قرار داد. تکانی و به راهش ادامه داد. تغییری که حاصل نشد، هیچ. شاید اندکی هم روسری عقب تر رفت!. گفتم قاسم، خیلی به حرفت اهمیت داد؟!. گفت: «وظیفه دارم روزی سه بار امر به معروف کنم. تاثیرش هر چی که باشه!»

بیست و چهار سال بعد، مغازه داری در شهر ما، عنوان مغازه ی خود را نوشت: «فروشگاه من و تو» اماکن تذکر یا اخطار داد!. مغازه دار دست بین کلمات برد. نوشت: «فروشگاه تو و من» مشکل حل شد!. تذکر و لابد این جابجایی، از یک تهاجم فرهنگی مهم جلوگیری کرده است!.

به راستی چرا تذکر قاسم بعد از ربع قرن، امر به معروف،‌ تلاش فرهنگی و... در جایگاه دیگری با پشتوانه حکومتی نیز،(درست یا نادرست) تاثیر چندانی ندارد؟!

/ 14 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
banouye-sib

سلام اقای سامع گرامی امیدوارم حالتون خوب باشه قبل از حرفی باید از حضورتون تشکر کنم و از دعای خیرتون در باره شفای پدرم ....از بی وفایی بعضی همسران جانبازان سخن گفتید و از با وفایی بعضی دیگر...هر دو وجود دارد و مادر من یکی ار ان بی وفا های روزگار از اب در اومد تا بوده این دنیا به ما بی وفایی کرده اقای سامع گرامی....در باره امر به معروف قاسم اقا هم نمیدنم چی بگم اما بعضی از رفتار های مسئولان ایمان مردم رو به اعتقاداتشون کم کرده و به نوعی لجبازی میکنند و میخواهند اعتراض خودشون رو اینجوری نشون بدند....من نمیدونم کدوم درسته کدوم غلط کار ان خانم یا قوانین ما....اما نظر شخصی من اینه که انسان اگر با ایمان باشه و پای ایمانش بایسته نیازی به امر به معروف کسی نداره و خودش از عفت و حجاب و شخصیتش محافظت میکنه و نمیگذاره تا بهش تذکر بدن ....مگر اینکه واقعا نادان باشه و به وجود شرافت خودش پی نبرده باشه و این امر به معروف ها تلنگری باشه برای اون شخص...خدا همه ما انسانها رو به راه راست هدایت کنه انشا الله....وعاقبت به خیرمون کنه راستی ادرستون که من از قبل داشتم باز نمیشد تا اینکه امروز از طریق کامنتتون تونستم به وبلاگتون سر بزن

کوثر

سلام عموجان[لبخند]صبحتون بخیر... بنظر من این امر ومعروفها تا حالا چاره ساز نبوده! دخترها حجاب که هیچ مانتو رو هم از پوششون حذف کردند آموزشگاهی که دخترم برای زبان میره دخترهای بالا 18 سالشون بدون مانتو میا!بلوز وشلوار[ناراحت]اونم نه از نوع معمولی!همین ساپورتهای تنگی که مدشده وبلوزهای اندام نما! چند بار دیدم وخودم از خجالت رومو برگردوندم! تذکر به درد افرادی که پیرو مد وتحت تاثیر اطرافیان باشن نمیخوره تذکر برای کسی خوبه که سهوا کاری وانجام داده باشه این شبها ماروهم دعا کنین[گل]

سید نورالدین

سلام فعلا فقط صبح بخیر می گم ومیرم هیئت ولی خیلی صبر کردی بعد 25 سال روی دلت مانده [[خنده]

همشهری

سلام.اگرسریال کلاه پهلوی را تماشا کرده باشیددیدید که سیاست های حکومت پهلوی نتوانست باعث رواج بی حجابی در جامعه شود .فارغ از پیام های شعار گونه سریال ،به نظر من تنها عاملی که سبب این امر شد وجود (غیرت)در بین مردم اعم از زن ومرد بود؛عاملی که متاسفانه باید امروزه نشانی ان رادر خاطره ها جستجو کرد .

همشهری

سلامی دوباره؛ در وبلاگ قبلی تان بخشی را به معرفی کتاب اختصاص داده بودید،چرا این شیوه را در اینجا ادامه ندادید[سوال] ما را از تجربیات ودانسته های خود در مورد کتاب ،آگاه نمایید.[گل]

hamid

سلام آقا مهدی امر ب معروف واجبه اما باید مراتبش رعایت بشه به این روش امربمعروف توجه کنین ((یک روز که مقام معظم رهبری به کوههای اطراف تهران رفته بودند ، بادختر و پسری دانشجو برخورد می کنند که به لحاظ ظاهری وضع مناسبی نداشتند وتصور می کردند که آقا دستور دستگیری آنهارا خواهد داد. ولی برخلاف تصورآن دو ایشان با آنها احوالپرسی کردند و از شغل و فامیل بودن آنها نیزسئوال کردند. پسر وقتی با خلق زیبای آقا مواجه شد ، واقعیت راگفت که ما دوست هستیم. آقا ابتدا درباره ورزش ومزایای آن با آن دو صحبت کردند و بعد هم فرمودند:"بدنیست صیغه محرمیتی درمیان شما برقرار شود وشما باهم ازدواج کنید" و به آنها پیشنهاد دادند که :" اگرمایل بودید در فلان تاریخ بیایید ،من آمادگی دارم که شخصاًعقد شمارابخوانم. "آن دو خداحافظی کردند و طبق قرار همراه خانواده خود، محضر ایشان رسیدند. آقا عقدآنهارا جاری کردند وبابرخورد کریمانه مقام ولایت، این دوجوان تغییر مسیردادند و آن دختر غیر محجبه به یک دختر محجبه و معنوی و آن پسر دانشجو به یک جوان مذهبی مبدل شدند)) به نقل از یکی از محافظان آقا

محمد مهدي

سلام قابل توجه جناب ميلاد و سيدنورالدين كه ظاهرا از جامعه ي پرخوران شهر ميباشند![نیشخند]هر دو در كامنت خصوصي پرسيده ايد كه اين ميلاد كيست؟ و از نورالدين بپرسيد مرا ميشناسد؟[خنده]لطفا مرا در پاسخ به هر دو راهنمايي فرماييد؟ چرا كه منو سيد نورالدين ميلاد نميشناسيم فعلا[خجالت]

میلاد

سلام دوست عزیز آقا مهدی امروز حضوری به سید نورالدین گفتم که به شما بگوید[عینک]

فضول

سلام کار این مغازه دار، یاد روزنامه های زنجیره ایی را تو ذهنم اورد. آونگ را هر چی بیشتر از ین طرف بکشی پس از رها شدن بیشتر از اون طرف می رود. باید سعی شود نقطه تعادل را پیدا کنی. هر چیزی را باید سر جاش گذاشت. حول و حوش سال 74 بود که مقام معظم رهبری لزوم امربه معروف و نهی از منکر را مطرح کردند و در پی آن سپاه ستادی با این عنوان تاسیس کرد و فراخوانی از بسیجیان به عمل امد بنده که نوجوان بودند شرکت کردم که در ابتدا تعداد چندانی نبودیم. برای ما دوره آموزشی گذاشتند که مطالبی از کتاب حماسه حسینی و مسایل و چگونگی و شرایط امربه معروف و نهی از منکر از توضیح المسایل امام و استفتاءات مقام معظم رهبری گفتند. پس از اتمام یک روز یکی از این همدوره ایی ها گفت فلانی برویم سر فلکه مرکزی بایستیم گفتم برای چی گفت برای گیر دادن به کسانی که مزاحمت ایجاد می کنند. گفتم مگر جز شرایط نبود که باید در موقعیت منکر واقع بشی نه اینکه خودت به دنبال آن بروی (فضولی کنی!) بعدش هم خودت را از طرف گناهکاربالاتر نبینی و ... نکنه بخواهیم ثواب کنیم بیاییم خودمون تو حس ماجراجویی گناهی به مراتب بدتر بکنیم. گفت بابا سخت نگیر بیا بریم بقیه ...

فضول

... گفتم وقتی خودمون به نهی از منکر خودمون گوش نکنیم از دیگران چه انتظار. هیچی نگفت نمی دونم خودش دیگه رفت یا نه لینک توضیح المسایل امام را میزارم هر کی خواست شرایط و مراتب امر به معروف و نهی از منکر را بخواند جالب است. هر چیزی و هرکسی در جای خودش قرار بگیره به عدالت نزدیک میشویم . http://www.leader.ir/tree/index.php?catid=2