روزانه ها53 (زن گوهری عشق)

گاهی برخی واقعیت ها خود را آشکارا نشان می دهند. چشم بستن بر روی آن، به سادگی از کنارش گذشتن و بدتر از همه منکر شدن آن، عین بی انصافی است!. اهمیت وجود «زن» در خانواده، از آن جمله واقعیت ها است که نمی توان کتمان کرد!. «انس و شفقت، دل مردگی روان، رکن خانه ی هستی، مهر گوهری عشق، رخ نمودن فرشته، بزرگ پرستار خردی فیلسوف و فقیه و...» واقعیت های نهان زن و مادر خانواده ها است!. اما شق آشکار واقعیت این «گوهری عشق» کدبانویی خانواده است.

امروز صبح بعد از استحمام، به شوخی و خنده، پدر را جمله ای گفتم: اگر هفته ای دیگر، نبود مادر به طول انجامد، دیگر لباسی بر پوشش ما نمی ماند!. چرا که سبدی بزرگ، انبوهی از لباس های تعوضی من او را در خود جای داده است!. واقع اینکه ده روزی است نظم و انضباط از خانه ی ما رفته است!. گویی اینکه مادر آن را با خود برده است!. نهار و شام میهمانیم و نیم لقمه ای صبحانه گاه گاه!. رفت و آمد به خانه برایم سخت و گاهی غیر ممکن شده است....

به رسم موجود در شهر ما و شاید شهرهای دیگر نیز، مادران، هنگام زایمان دخترانی که شوهر داده اند، یا به وقت نوه دار شدن دختری خود، ده روزی خانه ی داماد به انجام کارهای خانه او می پردازند. همین رسم البت نیک، ما را کمی تا قسمتی سرگردان کرده است. سرگردانی که اسباب ابراز واقعیتی آشکار را در من زنده کرد. منت می نهیم و قدر می شناسیم و نبودش را حس و سلامت اش را آرزو می کنیم.

پی نوشت:

نامه ی خشایار دیهیمی به صادق لاریجانی را بخوانید.

/ 12 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

سلام به شما دوست گرامی: امروز در شهر پدر بزگوار شما را دیدار کردم و جویای سلامتی شما عزیز شدم . خداوند به ایشان و جنابعالی سلامتی عنایت فرماید . از مطالب مفید وبلاگ شما کمال استفاده را می برم . موفق باشید [گل]

امیری

سلام . بدون شک وجود زن در خانه جاری شدن روح زندگی است . دلیل مهمش این که زنان بدون شوهر و یا باصطلاح بیوه بسیار راحت تر از مردان بدون زن زندگی می کنند . در مورد شما نکته مهم این که مادرتان محور خانه هستندو البته نبودشان برای شما ملموس تر است . سلام به حاج اقا و مادر برسانید

جهانمردی - شهرضا

سلام قدم نورسیده مبارک و حتما به داییش میره با نشاط و دوست داشتنی و مهربان خدا ایشالّللّللا هر چی می خوای بهت بده [شرمنده][خنده][خنده]

مریم

سلام من خوشحالم که چند روز مادرتون شماها رو تنها گذاشتند تا قدرشون رو بیشتر بدونید [مغرور] یادتونه یک بار نوشتید ما وقتی دستپخت مادر رو می خوریم عادت نداریم ازشون تشکر کنیم ؟ یادتون باشه وقتی آمدند روزی شونصد بار ازشون تشکر کنید [خنده] تو شهر ما بعضی از مادرها به جای اینکه برن خونه ی دختر تازه زای خودشون ، دختر رو به خونه ی خودشون میارن تا شیرازه ی خونه و زندگی خودشون از هم پاشیده نشه . می گم الان که تو همه ی خونه ها ماشین لباسشویی هست ، شما مردها هم که می گید خانمها با این وسایل برقی کار چندانی انجام نمی دن ، خب حاج آقا زحمت بکشند و لباسها رو بریزند تو ماشین ! اینکه کاری نداره [شیطان]

سید نورالدین

سلام اولا مبارک باشه دوما شما که شبها خونه نبودید که قدر بدانید سوما لباسهای من اندازه شماست دستور بفرمایید تقدیم کنم چهارما من باید آقا مصطفی را ببینم واون یکی دیگه [گریه]

آتش

سلام خدمت داداش سامع عزيز خوب حالاست كه قدر مي دانيد ها ! براشون آرزوي سلامتي و بازگشت زودتر دارم . شما هم زيادسخت نگيريد . اين نيز مي گذرد . [چشمک]

منصوري

سلام به تصادفي، كاملا با يك جست‌وجوي تصادفي با اين فضا آشنا شدم. نمي دانم نشر اين چند سطر در فضاي عمومي صحيح است يا بايد آن را در قالب پيام خصوصي ارسال مي كردم. به هر روي باد خواندن بخش معرفي نويسنده، احساس قرابتي كردم. چقدر سوداي ديدن شما از نزديك را در خودم حس كردم. آخر متولد سالي هستم كه شما؛ چند ماه ديرتر و در جنگي حضور داشتم كه شما...؛ چند ماه زودتر در سالي از پايان نامه دفاع كردم كه شما ... البته تحصيلم در رشته شما نبود و همچون شما جانباز! نشدم. حتي به قول بچه‌هاي آن روزگار يك تركش طلايي :) هم نصيب ما نشد در آن چند نوبت حضور در جبهه. اما البته پس از جنگ از تركش وارثان جنگ نديده ي "مطلق‌انديش" انقلاب و جنگ بي‌نصيب نبودم، همچون شما. حضور چون شماياني موجب مباهات است. تندرستي و شادكامي شما را صميمانه آرزو مي كنم. دست بوسي شما را افتخار مي دانم. اميدوارم روزي بدين افتخار نايل شود. ارادت

یاد خاطرات

سلام بزرگوار[گل] تبریک به خاطر دوست جدید .مبارک باشد.[لبخند][لبخند][گل]

کاوسی

[گل] سلام دست خودم نیست، با خواندن این مطلب اشک در چشمانم حلقه زد. هیچکدام از دوستانی که زحمت کشیده و کامنت گذاشته اند نمی توانند به اندازۀ من تنهایی شما را هنگام نبودن مادرتان درک کنند. دوستان بزرگوار؛ درسته جناب سامع عزیز مشکل شان را در قالب شوخی بیان کرده اند اما باور کنید رسیدگی به یک جانباز قطع نخاع کار بسیار مشکلی است که از عهده ی هر کسی ساخته نیست. معتقدم مادر مهربان محمدمهدی، گل سرسبد همه ی مادران جانباز در شهر ماست. فکر می کنم شبیه فرشته دانستن این مادر کم لطفی در حق او باشد. او بالاتر از فرشته است. او خواهر دو شهید و مادر یک «جانباز قطع نخاع گردنی» است. روی این عبارت بیشتر فکر کنید. معتقدم اجر و پاداش این مادر از مادران شهدا هم بیشتر است. خدا حفظ کند این مادر را. اجر این مادر بزرگوار با حضرت فاطمه(س) باشد. سلام مرا خدمت ایشان ابلاغ کنید.