روزانه ها50 (دانش آموزان قدیم و دانش اموزان حال! )

جالبی اتفاق را در متن ماجرا خواهید دید. شیرینی کار برگرفته از رفتار و حس و حال کودکانه است!. اما قابل تامل اینکه در فکر فرو رفته ام، چرا زمانی ما جرأت و جسارت صحبت با معلم و مدیر خود را نداشتیم!. در گوشه و کنار خیابان یا هر کوی و برزنی خود را از دید آنان مخفی می داشتیم؟!. اما دانش آموزان کنونی...

هنوز چند روزی از اغاز سال تحصیلی جدید نگذشته است. به رسم برخی روزهای سال قبل، ساعتی بعد از ظهر، حین خوردن ناهار، زنگ خانه ی ما به صدا در آمد. ذهن مان خبردار شد. باز خواهرزاده راننده سرویس خود را پیچانده تا او را به منزل ما بیاورد!. سلام و بدون مقدمه شروع به تعریف کرد!. آب سرد کن مدرسه ی ما خراب شده است. نزد مدیر مدرسه رفتم و به او گفتم: «به بابا بزرگم بگویم یک آب سرد کن برای مدرسه تهیه کنند؟!» مدیر از خدا خواسته نیز گفته بود:«بگو». خندیدم و رو به پدر گفتم: «گاوتان زایید کُری» پدر، او را خطاب قرار داد، که چرا من؟! به چه اجازه ای چنین کاری کردی؟! حال پدر گرام باید دست به جیب شوند. فوری جواب داد: روزی در مغازه ی شما بودم به یکی زنگ  زدید که آب سرد کنی برای مسجد یک روستا بدهد. خب به او بگوید یکی هم برای مدرسه ی ما بدهد!.

با تعجب از جوابش، لذت بردم. پدر نیز او را تحسین کرد. خوب حواسی داری!. بجا یادآوری کردی و مردانه کار را انداخته ای!. بی درنگ به بانی تلفن زد. موافقت کرد. قرار شد، مدیر مدرسه درخواستش را بنویسد....

 اما بانی متولی یک سقا خانه قدیمی است که اجازه تصمیم گبری بعد از مرگ پدربزرگ و پدرش بر عهده ی اوست. سقاخانه ای که نزد بسیاری تقدیس شده و هر روز و در طول سال وجوهی تحت عنوان نذورات از طرف مردم را جذب می کند!. بنا بر تصمیمی جالب قرار بر گسترش سقاخانه از طریق این نذورات گرفته اند. بدین ترتیب که از طریق این نذورات آب سردکن های جدید تهیه و در اماکن عمومی نصب می کنند. به تدریج در بسیاری از مساجد، مدارس، معابر و... قرار گرفته است. از جمله این بار که به همت سید محمد دانش آموز کلاس چهارمی در مدرسه ی آنان نیز نصب خواهد شد.     

/ 11 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یادخاطرات

سلام بزرگوار[گل] زیبا نوشته اید بادوستان بودن لذت بخش است وباعث میشود شخص از درون خود خارج وهمدم دیگران شود که برای طرفین مطلوب است......بله در ان زمان ما را از معلم ترسانده بودندواگر بجه ای در خانه شیطانی میکرد میگفتندشکایت تورا به معلمت میکنیم.و این ترس باعث میشد که اعتماد به نفس از دانش اموز سلب شود. واز معلم بترسد. در سر کلاس چقدر می توانستیم به سوال ها جواب دهیم اماجرات نداشتیم وخاموش می ماندیم. معلم عوض اینکه دانش اموز کم رو را فعال کند کار خود را راحت میکرد واز حاضر جواب سوال می پرسید.اما امروزه بچه ها جسارت ابراز وجود دارند واین نکته مثبت است...خواهر زاده شما کارش درست بوده . ونماینده ی دانش اموزان مدرسه بوده که زبانش خیر بوده است.[گل][گل][گل]

امیری

سلام . جالب بود جا داشت به سید محمد می گفتید از پدربزرگش حاج اقا طیبی بخواهد آب سرد کن برای مدرسه تهیه کند . توپ را در زمین سید مصطفی می انداختید ..

ناهيد

سلام دلاور عزيز [گل] خيلي جالب و زيبا بود ، الحق كه سيد محمد هم تو دست و دلبازي به داييش رفته [گل]و گرامي پدرتان چه برخورد مهربانانه اي با نوه ي گلشون داشتن ، بچه هاي امروز نه تنها از معلم ، كه از رييس جمهور هم نمي ترسند و خيلي راحت خواسته شان را مطرح مي كنند [نیشخند] خدا نذرتان را قبول كند ان شاا...[لبخند][گل]

سید نورالدین

سلام جالب بود به سید محمد میگفتی گوسفن هایش را بفروشد وابسرد کن بخرد در ضمن سیدها با هم فرق میکنند همانطور که سامع ها[خنده]

فریبا

سلام خدمت شما [گل] خیلی وقته به اینجا سر نزدم .. شرمنده ! یه جورایی فرصت نشده بود . الآن همه پستها رو خوندم ، و همینطور کامنتها رو ![لبخند] در هر شرایط، همیشه شاد و سلامت باشین .. حالا کی واسه جشن ازدواج دعوتمون میکنین ؟!! میدونین که فاصله اصفهان تا شهرضا بیشتر از یک ساعت نیست [نیشخند][شوخی] با آرزوی بهترینها برای شما و تبریک تولدتون با تآخیر بسیار [خجالت] شبتون خوش[گل]

یادخاطرات

سلام بزرگوار. عید قربان، پر شکوهترین ایثار و زیباترین جلوه ی تعبد در برابر خالق یکتا بر شما مبارک. [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

مریم

سلام عیدتون مبارک [گل] کار بسیار خوبی می کنید که وقتتون رو با دوستانی که همدل و همزبون و صمیمی هستند سپری می کنید مخصوصا اینکه دوستانتون هم مثل خود شما شوخ طبع و حاضرجوابند [نیشخند] آقای سامع تا یادم نرفته بگم اگه می شه یک پست راجع به شنبه ای ها و یک شنبه ای ها و دوشنبه ای ها و....بزنید طاهره خانم از همه چی سر درآورده جز این یکی ! [شیطان] به حاج آقا بگید از این به بعد مراقب باشند جلوی سید محمد سفارش چیزی رو ندن [خنده] ماشاءالله این بچه حواسش خیلی جَمعه [مغرور][گل]

ستاره

سلام جناب سامع[گل] عيد قربان بر شما مبارك. جسارت خواهر زاده ى گرامى واقعأ قابل تحسين است كه بدون مشورت چنين قولى از طرف پدر بزرگ خود داده[خنده][لبخند]خدا حفظش كند، صرف نظر از جسارت بچه هاى امروزى، اين امر نشان دهنده ى روح پاك و سالم بچه هاست كه بر اساس يك ذهنيت قبلى بدون استدلال اينكه پدر بزرگش مى پذيرند يا نه، قولى مى دهد[دست] فكر مى كنم ، آدم بزرگتر كه مى شه با حساب و كتاب كارا رو خراب مى كنه. اميد هميشه جمعتان جمع باشد[گل]

جهانمردی - شهرضا

سلام دیگه مدارس شهرضا از آبسرد کن بی نیاز شده باید صادر کنند به شهر های دیگه . مثلا روستا های محروم مناطق گرمسیر هم کار خیره هم شاید اینجوری شهرضا را بیشتر بشناسند . [دست]

کاوسی

[گل] سلام ایول به این آ سید محمد باید هر وقت دیدمش بگم یه ابسرد کن هم برای مدرسه گرمشا جور کنه