روزانه ها 12 (انتخابات و رأی)

با این حال خیلی هم ساکت نبوده ام. به اولی گفتم هشت مهره ی سیاه را در مقابل ما قرار داده اند تا مهره ای سفید از بین آن انتخاب کنیم!. به دومی گفتم: فعلا اعجاز ندارم مهره ی سفیدی از بین مهره های سیاه برگزینم. مگر اینگه در واپسین لحظات از بین سیاه و خاکستری، خاکستری را برگزینم. ان هم بنا به شرایطی، اول: اجماع بین دو مهره (روحانی و عارف) و کنار کشیدن یکی به نفع دیگری، الزاما دومی به نفع اولی. بنا به دلایل موجود و نه اصل تفکر اصلاح طلبی که برازنده ی هیچیک نیست. دوم: ایجاد موج و شور و نشاط بین مردم در مسیر مورد نظرم سوم: ابراز اطمینان نسبی از سلامت انتخابات و گم نشدن رأی ام... تا این لحظه با توجه به مهم و با اهمیت شمردن رأی و نظرم، و با توجه به شرایط موجود اعجاز انتخاب مهره ی سفید را نداشته ام. مگر در روزهای آینده همه ی شرایط جور شود. و پناه به مهره ای خاکستری برم.

رک و پوست کنده به صغرا کبراهای یکی از نامزدهای شورا اینگونه جواب دادم: به خاطر فردی خاص ملزم به شرکت نیستم و رای نمی دهم. همه ی افراد موجود از اصول گراهای وابسته به این شخص یا آن شخص (نماینده و فرماندار سابق) یا ترک های مهاجر یا نامزدهای دیگر موجود برایم حکم واحدی دارند. در ضمن دیدگاه خود را دارم و در حد و اندازه تعیین تکلیف بر دیگران نیز نیستم. امید که شعور و بلوغ سیاسی مردم ما به حد و اندازه ای رسد که این و آن برایشان تعیین تکلیف نکنند!.

با دوستان همفکر هم بخوبی همفکری داریم. انگار اکثر مسیر را خوب می شناسند و در تجریه و تحلیل اوضاع پیگیر قضایا میباشند.... تا بعد

پی نوشت:

این مطلب را صبح یکشنبه با انتشار موقت رها کردم. اکنون یک شرط از شرایط رای دادنم فراهم است. تا دو سه روز آینده آیا شبهه ی شرط سوم که با دیدن فیلم «بیست و چندم خرداد» از برنامه ی آپارات بیشتر هم شده قابل نادیده، گرفتن می شود؟!. نمی دانم چه ضمانتی وجود دارد!.

/ 5 نظر / 19 بازدید
مریم

سلام جانا سخن از زبان ما می گویی [گل] امروز بعد از خوندن بیانیه ی خاتمی در حالی که اشک می ریختم تصمیم گرفتم رای بدم ...فقط به خاطر بچه هامون و به خاطر جوونهامون ...از ما که گذشت ! منم تردیدهای شما رو دارم ، به نظرم روحانی مهره ی وزینی نیست و از طرف دیگه اطمینان ندارم که آنچه در سال 88 اتفاق افتاد باز تکرار نشه ...دیشب وقتی از جلوی ستاد روحانی رد می شدم دیدم سرود یار دبستانی رو گذاشتند و باز جوونها عین سال 88 پرچمها رو در دست گرفتند و با شور و شوق تکون می دن ... همون موقع فکر کردم این جوونها با چه امیدی دارند این کارها رو می کنند ؟ ای کاش من هم سر سوزنی از اشتیاق و امید اونها رو داشتم ...چه کردند با ما ! [ناراحت]

نسرين

سلام ما يك راى بيشتر كه نداريم ،همان يك راى هم با كمال ميل تقديم شما مى نماييم چرا كه بنده در تجزيه و تحليل مسائل شخصى هم ناتوانم چه برسد به مسائل مهم مملكت !!! اما بعد از مدتها امروز هوس كردم خيارشور درست كنم ،خيلى خسته شدم خدا كنه بعد از ده پانزده روز خيار شور از شيشه دربياد ، هرچيزى ممكن است ، شايد شد ، ترشى ليته!!! الله واعلم

ناهید

سلام صبح بخیر دلاور [گل][لبخند] اصولا خیلی جو گیرم در همه مراحل زندگیم اینطور بودم ، ولی نمیدونم این دفعه چرا دارم عقلانی فکر میکنم و نمیخوام احساساتی باشم . تازه از این حسم خوشم اومده ، امیدوارم پایدار باشه ...[چشمک]

ستاریان

سلام این تردید و دودلی گریبان گیر بیشتر مردم بود اما ظاهرا همه دارند از مردد بودن خارج میشوند. من پریروز یا سه روز پیش خوندم که 46 درصد مردم هنوز نمی دانند که به چه کسی رای خواهند داد. اما مطمئنا با موجی که به سود روحانی به راه افتاده این رای های خاموش هم فعال خواهند شد به امید و با توکل به خدا[گل]

اکرم محمدزاده

سلام سرور گرامی و بهترین الگوی ما در زندگی . ممنون از نظر زیبایی که در وبلاگم دادید و این نظرهای شماست که مشوقم در نوشتن میباشد . راستی اگه در طول انتخابات کنار حامیان اصلاحات نبودید من دیده هایم را از میدان ونک روز آخر تبلیغات ریاست جمهوری به رشته تحریر درآورده ام شاید برای شما هم جالب باشد . موضوع آن اینست : ماجرای من و چادرم . تو که حق انتخاب نداری پس چرا ..... !!!