روزانه ها61 (گذران این روزها)

درد دست و گردن امان از من بریده است. حس دکتر گریزی یا بی توجهی، شاید هم تنبلی، عزمی جزم برای درمان را از من گرفته است!. دو سه سنگ به نسبت بزرگ، گوشه ای از کلیه ی چپ و راست ما را برگزیده است. دو نوبت سونوگرافی در دو مرکز جداگانه با کمی تفاوت موید این موضوع بوده است. برخی از اعجاز سنگدان کبک می گویند و برخی عرقیات گوناگونی را حتی از نوع زبانم لال، توصیه می کنند!. آب فراوان می نوشیم و عرق خار شتر و سنگ آب و جوشونده ی دم گیلاس و کاکل ذرت را امتحان کرده ایم. راه اصلی و آخر، نوبتی از پزشکی حاذق در تخصص ارولوژی است که در اوایل هفته آینده پیش رو داریم. به توصیه این و آن برخی ورزش های خاص گردن را انجام می دهیم. حضور در محیط مجازی،  به ویژه نگارش و تایپ یا چت و گفتگو در فیس بوق و لاین و تلگرام و واتس و وایبر و هر دستاورد مدرنی که حاکمین ما را عصبانی کرده، کاهش داده ام. دستان «احمدرضا» (پسرکی کم توانان ذهنی) هر روز مقابل مغازه ی پدر شانه های مان را ماساژ می دهد. نمی دانم بیاد دارید که روزی ابراز دلتنگی کردیم و از خدا سفر و ناز و نوازش و مالش خواستیم؟!. دست بر قضا خداوند خواستمان خواست. خواست خدا و لطف دوستان در مسیر سفرم انداخت. سیاحتی و زیارتی، درون مرزی و برون مرزی نصیب مان شد. تازه اتفاقات جده و اختلافات دو دولت ایران و عربستان سفر تعیین شده و آماده ای را از ما گرفت. خدا رحم کرد مبادا اخر عمری با این وضعیت به جده میرفتیم و...

سفر و مالش مهیا شد!. گر چه دست نه چندان لطیف پسرک به دل نمی نشیند. اما محبت دارد و نصیب من نیز بیش از این نیست!. خدا را شکر

*******

این روزها رمضان و روزه سخت مشغولم کرده است!. مشغول نه به روزه و روزه داری و عبادت و راز و نیاز، که به قول پیران: «خاک تو سرمون، پیش خودا شرمنده ایم» اما نقل یکی از افراد قومی اقلیت، حکایت ما شده است. آن که گفته بود: «روزه که نمی گیروم، نماز که نمی خونوم، سحره نخورم میشم کافر پتی» به این گونه که از رمضان، فقط افطاری شب های رمضان مشغولم کرده است. چنان که از اولین شب ماه مبارک که مادربزرگ به سبک سنوات گذشته میزبان نوادگان خود بود. گر چه تعریف و تمجید سال قبل ما از سادگی و عدم تجمل نقض شد!. تجملی نبود اما از سادگی در امد!. البته توجیه داشت که بخشی از فامیل را امسال اضافه کرده بود.

آری از اولین شب ماه مبارک تا امشب، دو شب به ضیافت افطار نبوده ام. یک شب بی دعوت و یک شب دعوتی به تعویق افتاد!. شب های اینده نیز یکی بعد از دیگری خبر می رسد. گرچه راحتی خانه و خوردن غذایی سبک باب میلم بوده است. اما لطف و محبت دوستان و زمینه ی با آنان بودن را به گونه ای دیگر فراهم می کنم.

/ 8 نظر / 69 بازدید
مریم

سلام خوبید ؟ [لبخند] دوباره ماه مبارک شد تا شما پز افطاری خوردن هاتونو به ما بدید [نیشخند][خنده] نوووووووووووش جان [گل] خواهرم چند ساله دچار مشکل سنگ کلیه شده . تا الان سه بار سنگ شکنی کرده الانم دوباره یک سنگ 9 میلی متری و یک سنگ 5 میلی متری تو دو تا کلیه هاشه . دکتر به خواهرم می گه باید راه بری و آب هم زیاد بخوری . هفته ی پیش قرار بود بره برای سنگ شکنی ، من بهش گفتم صبر کن تا ماه مبارک تموم بشه راستی نوع سنگ تون مشخص شده ؟ باید اول نوعش رو معلوم کنند تا بدونید چی بخورید و چی نخورید . خدا کنه سنگها راحت دفع بشن و اذیت نشید . ... و خدا کنه دخترکی مهوش و مه پیکر و مه سیرت ، جایگزین این پسرک مهربان بشه [خنده]

مریم

دوباره سلام یادم رفت بگم اگه سنگها کوچیک باشند با دارو پودر و دفع می شن . مثلا در مورد خواهرم اون سنگ 5 میلی متری نیاز به سنگ شکنی نداره . دیروز نمی دونم اندازه ی اون یکی سنگ خواهرم رو 9 نوشتم یا 11 . به هر حال 11 درسته تازه سنگ شکنی هم سخت نیست با لیزر و بدون بیهوشی سنگها رو خرد و پودر می کنند ان شاءالله سنگهای شما با دارو دفع می شن و راحت می شید . [لبخند][گل]

حسینی

انا لله و انا الیه راجعون با کمال تأسف باخبر شدیم پدر جناب آقای دکتر محمدحسین یارمحمدیان و پدرجناب آقای حسن حاجیان از دوستان و هم دانشگاهیان عزیزمان دار فانی را وداع گفته اند. این مصیبت را به ایشان و خانواده محترمشان تسلیت عرض می نماییم و از خداوند متعال برای متوفی طلب مغفرت و برای خانوادهای محترمشان صبر جمیل مسئلت می نماییم.

امیری

سلام بالاخره به روز شدید . ما که درگیر بلاگفا موندیم [لبخند][لبخند] این یکی به میخ یکی به نعل را خیلی خوب اومدید ها

یادخاطرات

سلام بزرگوار[گل] همه انسانها در معرض بیماریهای گوناگون هستند. ان شاالله که هرچه زودتر بهبودی نصیبتان شود.. دست زمخت ان پسر درد نکند بلاخره بهتر از دست سمی بعضی ازلطیفان است!!!!!!!!!!!!!!!!!!![لبخند][خنده][خنده]

خاطرات جهادی

سلام آقای سامع انشاا... که کسالت برطرف شده باشه . در این ماه عسل برای شما آرزوی تندرستی و سلامتی دارم . مطالب خوبتون را بنویسید ما استفاده کنیم . التماس دعا

رحمتی

سلام همشهری. نماز و روزه هاتون قبول. خوشحال می شوم با هم تبادل لینک داشته باشیم، در صورت تمایل اطلاع دهید. به امید دیدار.

آشنا

با سلام درخصوص دردهای گردنی برای شما احتمالا استفاده از کلارهای گردنی نیمه سخت (گردنبند طبی) می تواند موثر باشد. و یک سری ورزشهای خاص گردنی. اگر مرکز فیزیوتراپی ما نزدیک بود حتما درخدمتتان بودم. ولی وضعیت عضلات گردن تان را نمی دانم که از راه دور برایتان توصیه ای کنم. استفاده از ماساژور هم بسیار موثر است البته اگر سر شانه ها دچار بی حسی نباشد تشکچه برقی و یا حتی درمان با نمک داغ نیز بی تاثیر نیست. مساله کلیه و سنگهای آن معضل همیشگی افراد نخاعی است. اگر در برنامه غذایی با مشاوره یک پزشک سنتی مثل خانم دکتر تنساز مواد خاصی رابگنجانید کمتر این مورد شما رادرگیر می کند. در هر حال کشمکش با بیماریها گریز ناپذیر است و ظاهرا دنیای ما صحنه مدام این کشمکش هاست. برایتان سلامتی آرزو دارم.