روزانه ها29 (مراجعه به پزشک)

سوال سختی بود. گفتیم آسانتر بپرسید. صدای مان می لرزید!. می درشیدیم و با منگ و منگ پاسخ دادیم. قربان رژیم را کم و بیش گرفته ایم. از نخوردنی ها نمک را نخورده ایم!. اما هیهات بتوانیم از کباب و کله پاچه بگذریم!. ورزش نیز چون حرکات موزون دستی تکان می دهیم. با لبخند به ما فهماند. این ورزش را به عمه خویش تقدیم کنید. باز از نخوردنی ها گفت: غذاهای چرب و شور و سرخ شده و... گفتیم خوردنی ها را بگویید!. گفتند: سالاد و کلم و قمری و بروکلی و اسفناج و...

ساعتی را به معاینه ی ما پرداخت!. نه بر ما که بر همگان چنین است!. انگار با جماعت همکار به عنوان، همکار است. سال هاست، نه مالی اندوخته و نه کمر بر این راه بسته است. آنچه این بار بیشتر ما را خوش آمد. توصیه هایی شفایی و  حتی فیزیکی او بود. توصیه هایی مختص هر نخاعی که گاهی پزشکی از آن بی خبر است!. بیش از این نگویم. که بارها پزشکانی را در سوال سوزش ادرار پاسخ منفی داده ام!.

به هر ترتیب برگه ی ما دیدند. ناپلئونی قبول شدیم. با ارفاق، اینکه ورزش کنیم. قول اصلاح در رژیم دهیم. این بار دندان به جگر نگذاشتیم. تراوش ذهن را به زبان آوردیم: که رژیم مان چون رژیم، اصلاح ناپذیر است!. لبحند زدند. که هر دو اصلاح پذیرند انشاا... نسخه مان نوشتند. با توضیحات فراوان. عدل ظهر با صدای اذان از مطب خارج شدیم. مستقیم رو به داروخانه رفتم. همین بگویم: عمه و مادربزرگ و جد و اجداد مان پیش چشم مان آمدند!. پاکت دارویی چنان چشم مان را تار کرد. که گویی از این بعد، باید همچون آنان، با خود ببریم و بیاریم و سر وقت، چون نقل نبات نوش جان کنیم!.  

/ 17 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حمید

باسلام خدمت آنهایی که دکتر سه شنبه شبها راحسابی نمیدانند از این به بعد از نوشتن نسخه وآزمایش رایگان معذور بوده و تفسیر آزمایش دکتر های حسابی تان راهم انجام نخواهم داد .ضمنا مشاوره تغذیه وبهداشت هم نخواهیم داشت.

امیری

در جواب اقا حمید دکتر سه شنبه ها هم دکتر حسابی است هم حاجی راست راستکی

بی راهه

سلام یه سوال این حمید کامنتاتتون همون حمید مصدق است که شعر میگه

مریم

سلام خوبید ؟ چرا من انتظار داشتم دانش آموخته ی علوم سیاسی مون در باره ی اتفاقی که امروز افتاد پست بزنه ؟! [نیشخند]

سید نورالدین

سلام دکتور اونه[خنده]ما همه جوره قبولش داریم بابا اون یک دکتر حسابی حسابیه [گل]

سید نورالدین

سلام میدونم می خواستم شوخی کرده باشم راستی این مریم کیه امده تو وبلاگ من و سیاسی نوشته ادم مطمئنیه

فريبا

سلام خدمت شما .. خوشحالم كه همه چي در كل خوب بوده !رژيم هم كه همهههههههه بايد يه جورايي داشته باشن [ابله]! پس به دل نگيرين [خنده] !! ان شاالله روز به روز بهتر و بهتر بشه اوضاع احوال جسميتون .. راستي چه خوبه اينجا شكلك ها متنوع و زياد هستن !! مراقب خودتون باشين .. شبتون خوش [گل]

مریم

سلام سید جان مریم منم ! [نیشخند] باور کنید آدم مطمئنی هستم [خنده] آقای سامع شریک تون پست زده ها ! آقای ستاریان رو می گم [لبخند][گل]

banouye-sib

سلام دلاور خسته نباشید پله ها و ستون فقرات رازیبا بیان کردید امااز دارو بترسیذ که فراوان داروای چینی وارد کردند که خدایی نکرده باعث مرک چند تن از اطرلفیان ما شده خیلی مواظب خودتون باشید انشا الله همیشه شاد و سر حال باشید

tara

سلام دوست بسیار گرامی باورکنین چنان به سر شلوغی گرفتارم که رب روب را هم گرفتار سرم کرده ام از این که نوشته هاتون از طنزی زیر پوستی برخوردار شدن بسیار خوشحال شدم خیلی جالب می نویسین و من همیشه طبق معمول نوشته هاتونو دنبال می کنم و لذت می برم بخصوص از وجه صداقت شون ارادتمند جنابعالی : تارا