به درخواست همساده ها

اما بودنم را به جرم فکر و فریاد بر نتابیدند. آلونک را ویران کردند!. دفتری تازه گشودم. روز از نو و روزی از نو. طولی نکشید، مغولان در ادامه ی وحوش و سیر ویرانگری خویش، این را نیز تخته کردند!. آلونکی جدید، در ظاهری جدید و با روشی جدید، در پایین های همن محل بنا کردم. بر سر درش نگاشتم: دیار قریب غریب. آشنایی که غریبه تصور شده است!. چون همراه وضع موجود نیست و با باد همراه نشده است. این شعر شاعر شهیر شهرمان (پریش) را آویزه ی گوشم کرده که: «زندگی دردسر دره، آسه بیا، آسه برو، کلوق بیا، ماسه برو، چشتا میباد هم بذاری، هی از خودود کم بذاری، هی کولادا قاضی کونی، اینا اونا راضی کونی...»

با این حال نه به ان چشم بستن و نه به آن رفت و آمدی آهسته، راه تازه ای را اغاز کردم. چنان که بر سر برگ دفتر جدید توضیح دادم: تحمل آرای غیر خودی، آزادی افراد در اندیشیدن و ارایه ی نظر، عدم اعتقاد به حکومت های مطلقه عایدی تحصیلم بود. اولین وبلاگ را در جهت نوشتن و یادگیری و دومی را پس از یک سال تجربه در جهت و هدف نوشتن و سپردن فکر و خیال خود به قلم ایجاد کردم. اگر چه با رنج و سختی می نگارم، اما می نگارم تا سرمایه ی ماورایی ام باشد و نشانه هایی از بودنم. (خدا کند موفق بوده باشم) ، وقتی دومین محل نگارشم به دست اقتدارگرایان محو شد. احساس کردم، که در اهدافم نسبتاً موفق بوده ام. سومی را در ادامه ی این اهداف، در وردپرس ایجاد کردم. با حذف سومی به موفقیتم ایمان یافتم...

اما این روزها حال و حوصله و دل و دماغ اوایل را ندارم. کم می نویسم. سرک نمی کشم. این ور و اون ور هم نمی روم. شاید قافیه تنگ امده و کفگیر به ته دیگ خورده است. گاه گداری حاضری می زنم. دیگرانی اندک، از سر لطف محبتی نشان می دهند. تا اینکه چند روز قبل در محله، کوچه ای بالاتر همساده هایی را دیدم. گرد هم جمع بودند. یکی آشنای آشنا، یکی شریک دوران بودن دل و دماغ، و دیگرانی رفیق شفیق که هر بار در محل، کمالاتشان خودنمایی می کرد. سرک کشیدم و گوش ایستادم. آشنایی شان وادار به دیدن و گوش دادنم کرد. البته توصیه ای دیگر از همان شاعر شهیر بیخ گوشم بود که: «خیلی چیزاس کا میباد چشم دا بروش هم بیذاری/ بر صدا همساد دون گوشدا تو هشتی تیز نکون» عنوان و گفت و شنودشان، ذهنم را به گردش برد. لذت خواندن همسایه ها (احمد محمود)، همساده هووووو، مرغ همسایه غازه، آه از کبابی کا دودوش تو چش همسایه رفت، همسایه نزدیک بهتر از برادر دور،

موفق باشید همساده ها

/ 11 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
روی خط عشق

بله حرف حساب جواب نداره شما هم جواب ندادید بله هرچه بیشتر می گذرد ادم دیگر انگار مثل گذشته حوصله اش کم و کم تر می شود اقا سامع من می دانم شما چرا جواب مرا نمی دهید بنده هم دیگر مزاحم شما نمی شوم ولی این را بدانید بنده هم باشما دشمنی نداشتم اگر روزی هم باشما بحث کردده ام شاید به خاطر همان ایستادگی است که شما به خاطر اعتقادادتان فلج شدید اخر زور است ادم ببیند یکی دارد علنا دارد به مردم توهین می کند و هی ساکت بماند بنده هم همسر طلبه شدم و یه پسر دارم ولی مگر هر گردی گردو می شود خود طلبه ها هم اینها را قبول ندارند ماهم رحیم مشایی ر ا قبلو نداشتیم و این کارهای اخیر احمدی را رد می کردیم اما خداییش این دولت دیگر دست همه را از پشت بسته است ما همه خواسته مان این است که حرمت خون شهدا و زحمت امثال شما پایمال نشود و دیگر هیچ و من هم لینک شمارا پاک می کنم همانطور که شما می خواهید و دیگر هیچچچچچچچچچچچچ

همساده ها

سلام قربان ممنون از معرفی وبلاگ همساده ها و ممنون که با وجود اینکه صاحبخونه اید به عنوان اولین مهمون قدم روی چشم ما گذاشتید و تشریف اوردید وبرامون نوشتید[گل]

ستاریان

سلام داداش[گل] باید از نوشتن و گفتن از نظرات و عقاید، مشکلات و مسائل، توسط افراد دلسوزی مثل شما استقبال کنند و به روی چشمشون بگذارند اما الان کارها بر عکس شده! کسانیکه نه سابقه ای توی انقلاب دارند نه سابقه ای توی جنگ دارند و نه کوچکترین صدمه ای براش دیدند از روی تعصبات غلط، با دلسوزان انقلاب و جنگ برخورد می کنند و براشون غیظ نشون میدند و باهاشون برخورد می کنند دست به فیلتر کردن و مسدود کردن نوشته ها می زنند. دور دوره ی پاچه خواری و ابن الوقت ها شده داداش

بی نشان

http://titre1.ir/fa/news/57821 تشیع مظلومانه پیکر یک جانباز شیمیایی در کرج/ جانبازی که کارت جانبازی نداشت

محمد

سلام آقای سامع شما هر چه دل تنگتان میخواهد بگوئید و بنویسید ، بیان و عقیده و انتقاد و پیشنهاد هر شخصی آزاد و قابل احترام است ، حالا ما خوشحال می شویم که شما می نگارید و ما هم مطالعه می کنیم . و نظرات را بخوبی تائید می فرمائید . و حذف نمی کنید . با تشکر از شما

یاد خاطرات

هرچه انقلاب اسلامی دارد از برکت مجاهدت شهدا و ایثارگران است . امام خمینی(ره) دهه فجر مبارک[گل][گل][گل]

م.امیری

سلام.من می نویسم پس هستم(قیصر امین پور)شما هم بنویسید تا هستید .وخداوند به شما عمر با عزت وبا برکت وقلم توانا بدهد تابنویسید وما هم از مطالب خوبتان استفاده کنیم.

سید نورالدین

سلام مهدی جان منم تازه گیها حوصله وبلاگ ندارم آخه نمیدونم چی بنویسم باید سه شنبه مطرح کنم تا با کمک شماها دوباره مطلب بزارم

فروشگاه اینترنتی کتاب مهربان

با سلام و احترام کتاب مهربان در جهت رفاه حال دانشجویان عزیز، اساتید گرامی و دوستداران کتاب اقدام به راه اندازی سایت آنلاین خرید کتاب نموده است. به دلیل افتتاح سایت 10% تخفیف ویژه به خریداران گرامی تعلق می گیرد. خواهشمندیم در صورت تمایل آدرسwww.Ketabemehraban.com را در لینک دوستان خود قرار دهید. در صورت قراردادن لینک، اطلاع دهی و خرید از سایت مبلغ10% تخفیف پاداش نیز برای شما محاسبه میشود. لازم به ذکر است این سایت وابسته به نشر کتاب مهربان به آدرس MehrabanPub.com میباشد. با سپاس شاد و پیروز بمانید کتاب مهربان

یاد خاطرات

دوستي رااز زنبور ياد نگرفتم كه وقتي از گلي جدا ميشه ميره سراغ گل ديگه..... بلكه دوستي رو از ماهي ياد گرفتم كه وقتي از آب جدا ميشه مي ميره[گل][گل][گل]